Friday, August 03, 2007

جنگ‌های ِ دينی ، دنيا را سخت تهديد می‌کند

تفسیر سیاسی:
جنگهای دینی، دنیا را سخت تهدید می‌کند

28 ژوئیه 2007

خاورمیانه و جهان اکنون در برابر جنگهای دینی، در چند جبهه قرار دارد:
رقابت و درگیری اسلام و مسیحیت،
رقابتهای خونین بین شیعه و سنی،
و اخیرا جنگ بین فرقه‌های مختلف اهل نسنن که نبردهای خونین در نهرالبارد لبنان و مسجد سرخ در اسلام آباد پاکستان، نمادهائی از آن است.

آیا خاورمیانه و جهان در آستانه یک جنگ دینی، و یا حتی چند جنگ دینی قرار دارد؟
از یک سو پاپ اعظم آنانی را که اسلام را وسیله‌ای برای اجرای هدفهای سیاسی ستیزجویانه قرار داده‌اند و خونریزی و آدمکشی در منطقه و جهان را تشویق می‌کنند، مورد انتقاد شدید قرار می‌دهد و همزمان، رهبران مذهبی شیعه و سنی علیه یکدیگر بیانیه و فتوا صادر می‌کنند و ریختن خون یکدیگر را مباح می‌دانند.
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ

چرا اسرائيل افراد ِ فلسطينی را بدون ِ محاکمه و حقّ ِ دفاع ، می‌کشد ؟

پرسش 3
چرا اسرائيل افراد فلسطينی را بدون محاکمه و حق دفاع، می‌کشد؟

20 ژوئيه 2007

پرسش: اسرائيل به چه حقی با سوءاستفاده از شعار "مبارزه با ترور"، افراد فلسطينی را از هوا و زمين و دريا هدف گلوله قرار می‌دهد و آنها را به هلاکت می‌رساند. آيا کشتن افراد، بدون محاکمه و اثبات جرم، جنايت جنگی محسوب نمی‌شود؟

افراد مسلح فلسطينی در خيابانهای شهر غزه
پاسخ- دفاع از جان و مال شهروندان و پايان‌بخشيدن به عمليات ترور و آدمکشی، يکی از وظائف اصلی و اساسی هر دولت است و منشور سازمان ملل نيز دفاع از خود را به رسميت شناخته و آن را امری قانونی می‌داند.
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ

ما نه شش‌ميليون که شش‌هزار تن هم نيستيم !

ما نه شش ميليون که شش هزار تن هم نيستيم !

امير سپهر

ما تبعيديان مرتبآ اين سخنان و تحليل ها را می شنويم و می خوانيم که مثلآ ولی نصر در نشست کنگرسمن های آمريکايی اينچنين برای رژيم لابی گری کرد، هوشنگ امير احمدی حفظ رژيم را به مادلن البرايت سفارش کرد، تريتا پارسی در آمريکن اينترپرايس اينستيتو از رژيم دفاع کرد، نيره توحيدی نماينده اصلاح طلبان در آمريکا است و يا مثلآ روسيه مدافع رژيم ايران است، يا اينکه ملا ها را انگليس بر سر کار نگاه داشته، اصلآ کارتر اين رژيم را بر سر کار آورد، چين از اين حکومت حمايت می کند ووو

آنچه در همه ی اينگونه تحليل های سطحی و نازل گم است و ابدآ هم سخنی از آن به ميان نمی آيد همانا جايگاه، نقش، سهم و مسئوليت صاحبان اصلی اين کشور بدبخت و بلا گرفته است. يعنی نقش مردم ايران. بويژه نقش ما شش ميليون ايرانی خارج از کشور. حال هم ميهنان داخل را ناديده انگاريم که ايشان در آن فضای فاشيستی گرفتارند و قادر به عکس العملی در اينگونه موارد نيستند

نگارنده که اصلآ نمی فهمم يعنی چه که انگليس ملا ها را در ايران بر سر قدرت نگاه داشته، چين و ونزوئلا و حماس و حسن نصر الله حيات اين رژيم را تضمين کرده اند و يا موجودات بی ارزشی چون ولی الله نصرها و تريتا پارسی ها موجب ماندگاری اين رژيم هستند. پس ما در اين ميان چکاره هستيم. اگر اين گفته ها درست است اصلآ وای بر ما

زيرا معنای روشن اين سخنان اين است که ما شش ميليون ايرانی شريف اصولآ چيزی نيستيم جز مشتی عنصر پست و بی عقل. جاندارانی چون دراز گوش ها و استر های علفخوار.حيوانات فاقد شعوری که چون هيچ هوش و اراده ای از خود نداريم هر چهارپادار ناکسی قادر است تا هر پالان و باری را که خواست بر روی دوش ما سوار کند
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ ( زادگاه )

Thursday, June 21, 2007

ايران‌زمين در بازار ِ برده‌فروشان [ چرا ما ايرانيان ، بی‌درد شده‌ايم ؟ ]

ایرانزمین در بازار برده فروشان [ چرا ما ایرانیان، بی درد شده ایم؟ ]

آ. زاگرسی

Wednesday, June 13, 2007

کاری که با خُداست، مُیّسر نمی شود
ما، خود، خُدا شویم و برآریم، کار خویش


هر چقدر، شاخکهای حواس انسان، ظریف تر و لطیف تر و تاثیر پذیرتر باشند، به همان میزان بر درجه و شدّت « درد » افزوده تر خواهد شد. ولی وقتی « حواس آدمی »، خرفت شوند، انسانها، رابطه ی خود را با حسیّاتشان از دست می دهند و خود به خود، هیچ نوع واکنش درد آمیزی نیز در برابر بسیاری از پدیده ها و رویدادها و همنوعان و جانوران و دیگر تاثیرات پیرامونی ندارند. فرهنگ و استعداد تحوّل و تغییر پذیری در هر اجتماعی و در وجود هر انسانی با « واقعیّت حواس ظریف و لطیف آدمی » درهمتنیده می باشند. جایی که حکومتگران نالایق و بی فرّ برای حاکم کردن اراده ی مستبد و توتالیترخواه خودشان، به اوامر باطومی و رفتارهای ارهابی و ارعابی و تروریستی و شکنجه ای و کُشت و کُشتاری متوسّل می شوند، افراد آن اجتماع به مرور زمان، از لطافت حواسشان کاسته و فرسوده می شود و خودکاروار، کالبد و روحشان به حالت سپر گونه ای بسیار زُمخت و فولادین تبدیل می شوند؛ طوری که پس از آن، تمام رفتارها و واکنشهای انسان در تماس با سراسر محیط پیرامونش به طور کلّی، خرفت گونه و کودن و احمقانه و خیره سر می شوند. خروارها تُن کاغذ و فضای سایتهای اینترنتی، هر روز در رسانه های مختلف وطنی و برونمرزی سیاه می شوند و هزاران هزار واقعیّت دلخراش و جگرسوز نیز در گوشه و کنار وطن، رخ می دهند، ولی هیچکس، « احساس همدردی » نمی کند تا بخواهد در فکر واکنشی درخور نیز باشد. لایه ای قطور از خرفتی، بیش از سه دهه است که تمام مغز و روح و روان ایرانیان را قبضه کرده است. استمرار و حاکمیّت خونریز ولایّت ضحّاکیان فقاهتی باعث شد که مردم ما در کمتر از سه دهه به حضیض « خرفتی و بی دردی » درغلتند. از این رو، جامعه ای که افرادش، « بی درد » شده باشند، آن اجتماع، هیچگاه متحوّل نخواهد شد؛ زیرا هیچکس، « شاخکهای ظریف برای چشیدن درد تحوّل » را ندارد که بخواهد آگاهانه و با مسئولیّت و بیداری و هوشیاری برای « تحوّل و دگرگشت در دامنه ی باهمستان و افراد اجتماع »، گامی ارزشمند و ثمر بخش بردارد. جامعه ی امروز ایرانی در سیطره ی شمشیر اقتلویی متوکّلان الّله، به « جامعه ای بی درد »، تبدیل شده است.
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ

Monday, June 18, 2007

جمهوری ِ اسلامی ، کامل‌ترين نظام ِ اسلامی ، از زمان ِ پيامبر تا کنون

جمهوری اسلامی، کاملترين نظام اسلامی از زمان پيامبر تا کنون

امير سپهر

عده ای از تحليلگران ما متاسفانه هنوز هم نظام جمهوری اسلامی را با معيار های متعارف محک زد و تبعآ هنوز هم بدين نتيجه غلط هم می‌رسند که گويا اين نظام در همه ی زمينه ها شکست خورده باشد. در حاليکه اين رژيم نه تنها در هيچ زمينه ای شکست نخورده، بلکه در دستيابی به اهداف خود بزرگترين کاميابی ها را نيز داشته است

اين فقر، اين ظلم، اين بيداد، اين دزدی و چپاول و قتل و تجاوز، اين عقبماندگی، اين اعتياد و فحشا و ننگ و بدنامی و بی آبرويی ... از نظر تحليلگران عادی را هرگز نبايد به حساب بد بودن اين رژيم و يا به حساب شکست آن گذارد. ايراد از آن تحليلگران است که پس از بيست و هشت سال تجربه ای عينی و مشاهده ی عملکرد يک نظام اسلامی بر سرير قدرت سياسی، همچنان با ديد و ذهنی عادی به اين نظام می‌نگرند
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ

حاكميّت ِ ملّت ، همان حاکميّت ِ خداست ( = سيمرغ ِ گسترده‌پر )

حاكميّت ملّت، همان حاکميّت خداست( = سيمرغ گسترده‌پر )
Thursday, June 14, 2007

كسيكه ميتواند ، تحمل كند كه افراد اجتماعش ، خدائی ديگر را ، كه در كنار خدای خودش در يك معبد قرار داده شده، بپرستد ، ميتواند تسامح داشته باشد ، كه ديگری ، انديشه و آموزه‌ای ديگر را، در كتابها و مطبوعات و پارلمان ملت بيان كند ، و مردم آنرا بستايند .

منوچهر جمالی

در فرهنگ ايران ، حاكميّت ملّت، همان حاكميّت خداست (= سيمرغ گسترده‌پر )

حاكميت الهی يا « تئو كراسی » ، پيآيند « ناهمگوهر بودن خدا با انسان » است . در اديان يهودی و عيسوی و اسلام ، كه اديان ابراهيمی باشند ، الاه ( يهوه + پدر آسمانی + الله ) با مخلوقات و انسان ، ناهمگوهر است . همين ناهمگوهريست كه به « حاكميت الاه بر انسان» و ساير مخلوقات ، ميكشد . الاه ، كاملست و انسان ، ناقص . الاه ، همه چيز را از پيش ميداند و انسان ، جاهل و نادان است . و اين الاه است كه به انسان ، بينش نيك و بد را ميآموزد ، چون انسان از خود و به خود ، نميتواند به آن راه ببرد . اين الاه است كه قانون و نظم و ارزشهای اخلاقی را وضع ميكند و تعليم ميدهد . در حاليكه در فرهنگ ايران ، خدا ، همگوهر انسان است . انسان ، همانقدر اصالت دارد كه خدا . خدا ، خوشه ايست كه خود را در زمين ، ميافشاند . و انسانها ، دانه‌ها و تخمهای اين خوشه هستند . خدا ، چيزی جز « مجموعه به هم پيوسته اين دانه‌ها و تخمها » نيست . آنچه در گوهر خدا هست ، در گوهر همه انسانها نيز هست . بايد در پيش چشم داشت كه فرهنگ ايران ، « تخم » را اصل « روشنی » ميدانست . برای اينكه ، گوهر نهفته در تخم ، در كاشته شدن ، پديدار ميشود، و اين « پيدايش» ، برابر با پديده « روشنی » بود . چنانچه واژه « استونتن » ،كه از واژه « است » ، ساخته شده ، و همان « هسته » امروز است، به معنای « ديدن » است ، يا همان واژه « دانا » و « زانا »، از واژه « دانه = تخم » پيدايش يافته است .
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ

خشونت و دروغ ، بُن مايه های ِ اسلام است . ( علی سجّادی )

خشونت و دروغ، بُنمایه های اسلام است. /// علی سجّادی
Monday, June 4, 2007

علی سجّادی

خشونت و دروغ، بُنمایه های اسلام است.
آیت الله خمینی: اسلام از روز اول « برنامه اش این بود كه بزند و بكشد و كشته شود»
نامه ای به مسؤول همیشگی انتشارات علمی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

حاشیه ی آ. زاگرسی: [ آفرینهای ممتد من بر آقای سجّادی باد که سیمرغ دلیر و رادمنشی برای رسوا کردن خاصمان جان و زندگی می باشد. ]


جناب آقای نصر الله پورجوادی
مطلب اخیری كه در نشر دانش زیر عنوان «11 سپتامبر و گفتگوی ادیان» نوشته اید (نشر دانش، مورخ پائیز 1382 ) بسیار مومنانه، غیر منصفانه، یكجانبه بود و توهین به شعور ملی ایرانیان. این نوشته مطلقاً ربطی با اكثر مطالبی كه قبلاً از شما خوانده بودم نداشت؛ گویی نویسندهٌ مقاله مومنی ست متوهم كه اساس تفكرش را تئوری توطئه تشكیل می دهد و هیچ ارتباطی با آن نصرالله پورجوادی ندارد، كه در كنار دانش خود، به میمنت انقلاب اسلامی و نقش خالِ خود در ایجاد تشكیلات امنیتی در تمام سالهای انقلاب مسؤولیت «نشر دانش» را در كشور اسلامی برعهده داشته است.
انتشار این گونه مطالب خاصه از قلم كسی كه می تواند بر روی نسل جوان و كم اطلاع از تاریخ جهان و ایران و اسلام تاثیر فراوانی بگذارد قابل تامل است. بسیاری از مطالبی كه شما به عنوان حقایق تاریخی در این مطلب عنوان كرده اید یا مطلقاً نادرست است یا محیلانه دستكاری شده و با حقیقت واقع وفق نمی دهد. و احیاناً اگر هم به قصد دستکاری در وجدان خوانندگان به رشته تحریر در نیامده باشد، در این امر موفق است. به نمونه هایی از آن اشاره می كنم. اما ابتدا به این ادعای شما می پردازم كه گویا مسیحیان و یهودیان صهیونیست اسلام را دین خشونت معرفی كرده اند. آیا این طور است؟
...


$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ :
[ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ][ 6 ]

پنجمين سالمرگ ِ خمينی و ماجرای ِ 15 خرداد

پنجمين سالمرگ ِ خمينی و ماجرای ِ 15 خرداد

( گفتگوی ِ راديو صدای ِ ايران با مهشيد اميرشاهی ) ٭

ص. ايران: گفتگو می‌كنيم با خانم مهشيد اميرشاهی يكی از شخصيت‌های برجسته‌ی ايرانی چه در زمينه‌ی سياست چه در زمينه‌ی انديشه و چه در زمينه‌ی ادبيات. بی‌گمان شما شب 25 جون 1991 را به خاطر داريد، «شب ايران»٭٭ كه در چارچوب فعاليت‌های سازمان عفو بين الملل در تالار «پاسادينا» در لس انجلس بر پا شد و ديديد كه خانم اميرشاهی با سخنرانی سنجيده با آن انگليسی توانا و با آن صدای گيرای خودشان چگونه سخن گفتند و چه استقبال شورانگيزی، چه استقبال شادی آفرينی همه‌ی حاضران از ايشان كردند به عنوان يك ايرانی، ايرانی كه چنين كاخ‌های زرنگاری از فكر و انديشه می‌تواند به وجود بياورد. خانم اميرشاهی … در گفتگو و در نوشتار يك زبان روشن، صريح بی‌پرده و گاه برا چون تيغ دارند، به خصوص در آنجا كه پای طنز به ميان بيايد. ايشان در پيامدهای انقلاب اسلامی يك لحظه از مبارزه دست نكشيده‌اند و همواره برای آزادی ميهنشان كوشش كرده‌اند … از كار‌های برجسته‌ای كه انجام داده‌اند در حدود سه سال پيش تهيه متنی بود به دفاع از سلمان رشدی … اين بيانيه … كه در حمايت از آزادی بيان است به طوركلی، در بسياری از روزنامه‌های جهان منتشر شد …

من را می‌بخشيد خانم اميرشاهی از اين مقدمه‌ی طولانی. می‌خواستم از حضورتان تقاضا كنم كه بفرماييد در روز 15 خرداد سال 42 شما در ايران بوديد يا خارج يا هر كجا كه بوديد خبر حادثه را كه شنيديد چه فكر كرديد و اصولاً اين حادثه را به چه نسبت داديد؟

م. ا: من در آن زمان ايران نبودم. تصادفاً آن موقع هم در فرانسه بودم. به اين دليل می‌گويم تصادفاً چون در آن دوران در فرانسه زندگی نمی‌كردم. به هر حال قطعاً شما هم به خاطر داريد كه حادثه‌ی 15 خرداد در زمان وقوع زودپا بود و به درازا نكشيد و جنجال و هياهوی ماجرا حتی سراسر كشور را نگرفت چه برسد سراسر جهان را. حادثه‌ای بود كه مدت كوتاهی بحث و صحبت برانگيخت و بعد هم فراموش شد. در حقيقت صحبت‌هايي هم كه برانگيخت در بين كسانی بود كه به اپوزيسيون رژيم در خارج كشور شهرت داشتند.
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ

مرزهای ِ زبان و واقعيّت

مرزهای ِ زبان و واقعيّت

( از : « باغ ِ نقد و نظر » )
Sunday, May 06, 2007

این مقاله پیش از این(شنبه ۸ آذر ۱۳۸۲) در سایت ایران امروز منتشر شده است اما در حال حاضر در بایگانی این سایت در دسترس نیست.

مرزهای زبان و واقعیت
حمید صدر

”از كنفسيوس پرسيدند، اگر حكومت به اوسپرده شود، اول از كجا آغاز خواهد نمود. جواب داد: ”بطور يقين ازاصلاح زبان. شنوندگان مبهوت ماندند، پرسيدند: ”اين چه ربطي به كار حكومت دارد؟ براي چه از زبان و اصلاح آن؟“ جواب داد: ”وقتي زبان درست نباشد، منظور نيز درست بيان نميشود، و وقتي آنچه بيان ميشود با آنچه كه منظور است، منطبق نيست، كاري كه بايد انجام شود، زمين ميماند. و وقتي كارها زمين ماند، آداب و هنر ميپوسند. ووقتي آداب و هنر پوسيدند، عدالت از بين ميرود. ووقتي عدالت از بين رفت، مردمان در عجز وناتواني به گمراهي در مي غلطند.پس مجاز نيست، در آنچه كه بيان ميشود، خودكامگي حكمفرما باشد...»
سه سال پيش برداشت خود را مبني بر اينكه زبان رايج فارسي بنظرم مريض ميرسد، در جلسه اي كه در پاريس برگزار شد، مطرح كردم. دعوت مجدد انتشارات خاوران مناسبتي شد تا راجع به اين موضوع دوباره فكر كنم و نظر خود را باوسواس و دقت بيشتري در ميان بگذارم. قبل از نوشتن اين صحبت از خود پرسيدم، براي تشريح اين برداشت ازكجا بايد شروع كرد؟ از خود؟ از زبان؟ از سياست يا از ادبيات؟حاصل كار دو بخش شد. بخش اول به رابطه زبان با واقعيت كه درحقيقت واقعيت سياسي موجود است ميپردازد. در اين بخش كوشش شده، آنچه را كه در مورد مريض بودن زبان رايج بفكرم رسيده، دقيق تر كنم. در بخش دوم دوحجره اي شدن واقعيت را در ذهن خود توصيف ميكنم كه بيشتر به ادبيات و نوشتن ميپردازد. به علت كمبود وقت از قرائت قسمت دوم كه شرح چگونگي دو زبانه شدن من و علل آن ميباشد صرفنظر ميكنم و فقط توصيه اي دارم و آن اينكه به اين دو گانه شدن واقعيت در ذهن توجه شود، چرا كه در نحوه ي برخورد من به وضعيت كنوني زبان مادري بي تاثيرنيست.
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ

درباره‌ی ِ مرغوبيّت ِ کالای ِ مارک ِ اعلای ِ دين و بازار ِ مکّاره‌ی ِ دينداران

در باره‌ی مرغوبیّت کالای مارک اعلای دین و بازار مکّاره‌ی دینداران
[ نیم نگاهی برق آسا به نظرات آقای نیکفر ]

آریابرزن زاگرسی
تاریخ نگارش: 28 مارس 2007 میلادی

« ... گفت: آری! اگر می‌دانی نشان ماهی بگو. گفت که نشان ماهی آن است که همچنین دو شاخ دارد همچون اشتر. گفت: خه! من خود می‌دانستم که تو ، ماهی را نمی‌دانی، الّا اکنون که نشان دادی چیزی دیگرم معلوم شد که تو، گاو را از اشتر نمی‌دانی. ... »

شمس الدّین محمّد تبریزی / « مقالات شمس » -/ به کوشش: محمّد علی موحّد -/ چاپ دوم / انتشارات خوارزمی / تهران / 1377 / ص. 76

- پيشگفتار:

همه چیز برای کثیری از تحصیل کرده گان ایرانی، بدیهی و پیش پا افتاده است. هیچ تفاوتی و تضادی و تنشی و ناهمخوانی در هیچ کجای جهان به چشم آنها نمی‌خورد. همه چیز، یکدست و همشکل و همگونه و هم معنی و همردیف و همسان و همخوان است. همه‌ی چیزها در گستره‌ی « ذهنیّت انجمادی و دقیانوسی بیشینه شمار تحصیل کرده گان سرزمین ما » با معادلها و واقعیّتها و رویدادها در سرزمینهای دیگر، اینهمانی مشترک و گوهری دارند. همه چیز، آنقدر ساده فهم و راحت الحلقوم و گویا و کاملا گوارشی می‌باشد که به « اندیشیدن و پرسشگری و کنکاوی عمیق » اصلا و ابدا محتاج نیست. اگر مشکلی نیز هست، اشکال در حواس پرتی ماست؛ طوری که باعث شده است پایمان از آسفالت « صراط المستقیم » منحرف شود و به « درّه‌ی سنگ و کلوخی و پُر از دست انداز گمراهی » بیفتیم و دنده‌ی اعتقاداتمان بشکند و دیفرانسیل ایمان حبل المتینی مان نیز دو شقّه شود!. به همین دلیل، برای درمان گمراهی « عوام کالانعام به طور کلّی » که ما ایرانیان چموش و سر تق و تُخس و پالون کج باشیم، تنها با تکرار مکرّرات و حرکات انگشت اشاره کفایت می‌کند تا تمام مسئله‌هایی را مختومه و حل و فصل شده پنداریم که برای « همه فنّ حریفان معرکه‌ی نیندیشیدنهای قرن به قرن!» از آب خوردن نیز ساده‌تر می‌باشند.
...

$
متن ِ کامل ( در کندوک )
در اصل ِ مأخذ